هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
491
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
گروهى نيز اين نظر را با آوردن ابياتى كه ابو الاسود الدؤلى پس از عملى ساختن توطئه خطاب به معاويه سروده بود ، تأييد مىكنند در اين ابيات مىگويد : - آيا نمىخواهى به اطلاع معاويه بن حرب برسانم كه چشم شماتت كنندگان ما روشن نشد . - آيا در ماه مبارك رمضان ما را ، همگى ما را گرد آورديد . - كشتيد كسى را از همه بهتر سوار چهار پايان مىشد و رامشان مىكرد و كسى را كه سوار بر كشتى ( نجات ) شده بود . - و كسى را كه كفش به پا كرد و خود آن را ساخت و كسى را كه آيات قرآنى را خواند و تلاوت كرد . در دو بيت دوم و سوم ، مستقيما اين جنايت به معاويه نسبت داده شده حال آنكه اگر كار خوارج بود توجيهى براى اسناد آن به معاويه ، وجود نمىداشت . از سخنان استاد احمد عباس صالح در كتاب خود « اليمين و اليسار فى الاسلام » دربارهء جنايت ترور امير المؤمنين بوسيلهء ابن ملجم چنين بر مىآيد كه او بىهيچ ترديدى به اين نتيجه رسيده كه اين كار ، نقشهء معاويه بوده چه پرسش كنان مىگويد : چرا نقشهء ترور در مورد على بن ابى طالب موفق مىشود ولى در مورد معاويه و عمرو بن العاص با ناكامى روبرو مىگردد ، و در ادامه مىافزايد : اين جنايت با دقت بسيار زيادى نسبت به جنايات ديگر ، طرحريزى شده بود و هشيارانه از همهء شرايط ، براى به اجرا در آوردن آن ، بهره گرفته شده و همه جاى كار سنجيده شده بود و در پايان مىگويد : كه هيچ ترديدى نيست كه حقيقت اين جنايت در همان هنگام افشا شده بود و مردم از جريان آن آگاه بودند يا لااقل ترديدهايى در مورد آن داشتند و مردان بسيارى از اين نكته پرده برگرفتند و حتى برخى نيز در رأس آنان گروهى از مسلمانان برجسته و پيشاپيش آنان ابو الاسود - الدؤلى ، آشكارا در برابر مردم ، از آن سخن گفتند . پژوهشگران پيشين و محدثين ، جنايت ترورى را كه ابن ملجم مرادى به مرحلهء عمل در آورده و يارانش در مورد عمرو بن العاص و معاوية بن ابى سفيان در اجراى آن ناكام ماندند در حول و حوش همين سه احتمال ، مورد بررسى قرار دادهاند و بيشتر مورخين و محدثين بدون تعمق در روايات و بىمطالعه شرايط و زمينهها و حوادثى كه طى خلافت امام على ( ع ) وجود دارند نظر نخستين را برگزيدهاند . به نظر من ( نويسنده ) اگر اين درست باشد كه برنامهريزى اين جنايت در موسم